قصه، غصه ی تلخ فراقه
خاطرات سبز و رنگی همشون یه مشت سرابه
قلم از سکه میفته، چشم میشه یه رود پر آب
دل اسیر درد دلتنگی میشه یه دشت مرداب
یعنی اون روزای آبی بینمون فنا شد و رفت؟!
یعنی روزگار دلگیر کار ما رو ساخت و در رفت؟!
یعنی باز موج جدایی ساحل عشق و خراب کرد؟!
دوباره جای ستاره آسمون رد شهاب کرد؟!
حالا آهوی فراری! بلبل همیشه ساکت!
بیا این قلب شکسته ،مال تو توشه ی راهت
یادته وقتی برات ترانه ی عشق و سرودم
به تو گفتم مثل روحی توی بند بند وجودم
من بت غرور بودم، یادته زدی شکستی
به فدای تار موهات گرچه راه عشق و بستی
قلب من پر از غمت بود ، قدر ماهی های یک رود
کاشکی که نمی شکستیش ، آخه اون جای خودت بود!
تو برام بدون همتا، تک گل باغ وجودم
من برات؟؟! یادته گفتی ، فرق نداشت بود ونبودم
وقت رفتن از تو خواستم ، حالا که پیشم نموندی
حالا که غرور و قلبمو شکوندی
حالا که فاصلمون خیلی زیاده و تو دوری
جون خاطرات خوبمون برام سخته صبوری
نکنه روزای سبزمون سیاه شه
نکنه حتی بخوای هر چی که بینمون بوده، اونم تباه شه
حالا آهوی فراری! بلبل همیشه ساکت!
بیا این قلب شکسته ،مال تو توشه ی راهت
نازنینم! کاشکی برمی گشتی پیشم
کاش می دونستی نباشی، من دیگه بهار نمیشم
کاش بدونی اگه می خندم هنوزم
نمی خوام به روزگار بگم که از دستش می سوزم
اما انگار قسمت اینه که یه عاشق باز بشینه
زیر قطره های بارون، تا کسی چشمای خیسشو نبینه
این منم درخت بی برگ، ضربه سخت تبر رو تنه ی دلم نشسته
تبره ، انگاری این بار پل وصل و هم شکسته....
برو آهوی فراری! بلبل همیشه ساکت!
الهی خدای عاشقا باشه پشت و پناهت، پناهت، پناهت
تحمل کردن قشنگه
اگه قرار باشه یه روزي به تو برسم
انتظار آسونه
اگر قرار باشه دوباره تو رو ببينم
زندگي شيرينه
اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم
مشکلات حل میشه
اگه قرار باشه روزي به پات بميرم
اشکهام به لبخند تبديل میشه
اگه یه بار ببوسمت
و لبخندهام دوباره به اشک
فقط اگه ببينم خيال رفتن داري
اما بدون دوستت دارم
از پشت اين همه فاصله
از پشت اين همه حرف
دوستت دارم تا بی نهایت عشق من

من فقط تو رو میخوام بهونه هام ساختگیه
دیدنت حس قشنگ عشق و دلباختگیه
من فقط تو رو میخوام تویی که دنیای منی
مث شاه پری قصه هاتوی رویای منی
عمری دلمرده به سر برده بودم بدون سنگ بدون نام و نشون چوب این زندگی رو خورده بودم وقتی مردم روی قبرم ننویسید كه بودم....
تو رفتی وناراحتی ام بیش از باشد كه چرا رفتی این است كه چرا آنگونه ناگهان وغریب وسرد و رویایی..تو رو به غروب ومن پشت به آرزوهای با تو بودن تو رفتی و مرا میكشیدی من دست به دامان تو بودم وتو دست به روی خورشید ..خورشیدی كه رو به غروب بود ..ناگهان از دستم رها شدی یا دستانم از تو رها شد به هر حال جدا شدیم .... تو از من ومن از یك دنیا امید من اشك میریختم كه برگردی تو میخندیدی به من كه برگردم! من میسوختم و تو میسوزاندی...من پریشان و پر از درد تو خندان و خونسرد میرفتی و میرفتی....چهره ات هنگام رفتن یادم هست لبهایه خندان بود سینه ات مالامال از غرور ...قلبت از سنگ و آوازخوان و شادان میرفتی و میرفتی....من زانو زده تسلیم عشق شدم سرنوشت را باختم و دستهایم را از سوی ت بازستاندم...دیده به جادهای دوخته بودم كه به خورشید می رفت آغازش من بودم و پایانش خورشید ارغوانی رنگ وخط وسط جاده جای پای طلایی تو بود..تو رفتی آنقدر كه در انتهای جاده همراه خورشید غروب كردی و رفتی......
غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ایت از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شكست ...
با نگاهت به خدا چتر شادی وا كن و بگو با دل خود
كه خدا هست... ! خدا هست ... !
غم و اندوه اگر هست بگو تا باشد
معنی خوشبختی ، بودن اندوه است . . .
خاکم نکنید بذارید اونم برسه
بذارید اونو ببینم وقتی به حرف می رسه
خاکم نکنید هنوز عشم رو ندیدم
این همه آماده شدم یه کفن دورم کشیدن
تابوت من رو بذارید اونم بگیره
حس کنم عاشقمه وقتی که گریش می گیره
اشکای اونو کی به جای من کنه پاک
خداحافظ عشقم که منو برده زیر خاک
خاکم نکنید بذارید اونم ببینه
پیکر آشفته ی من میرمم روی زمینه
خاکم نکنید بهش بگید حالا که مردم
توی این چشم خشک و خالی اونو به خدا سپردم
بعد از رفتن من دو سه روز تنهاش نذارید
روی سنگ قبرم آیینه و شمعدون بذارید
میبینی چی شد عشق ما دو تا عاشق تو مرد ...
کوچه پس کوچه های زندگی قدم بر میدارم... برگهای بید مجنون خانه مان کم کم رنگ زردی به خود می گیرند... منم خیلی وقته که تو پاییزم ولی خبر ندارم... فصلی دیگر بدون تو برایم آغاز گشته... و من دیگه هیچی نمیدونم... و یا اینکه نمی توانم شکست را باور کنم... شاید روزی برایم بهار باشد ولی اون روز هم خیلی دوره حتی خیلی دورتر از تصوراتم... دیگه کاسه صبرم لبریزتر از همیشه شده... دیگه نیستی که واسم کاسه بزرگتری بیاری و بهم امید بدی که تحمل کن... میدونم برای همه عشق اولش زیباست و هر چی بیشتر میگذره بیشتر در این دریا پر تلاطم فرو میروند... و چه زیباست که تو شناگر قابلی باشی و از پس موجها بربیایی... ولی من خیلی کوچیکم حتی کوچکتر از یک مورچه که تو بهش ترحم میکنی زیر پات له نشه... ولی من نا خواسته یا خواسته له شدم...! بگذریم که آیا زیر پای تو له شدم؟ یا زیر پای سرنوشت؟ به هر حال بذار بگم که زیر پای سرنوشت! تا همه نگن تو عشق واسه زیبایهاش می خواستی و حالا که به آرزوت نرسیدی می خواهی معشوقت را محکوم کنی...! من تو رو با همه وجودم می خواستم... الانشم این دردها را به جونم می خرم و میکشم... آره سخته برام بی تو بودن وبی تو موندن... ولی این درد تنهایی و بی تو بودن را با یاد اون روزهای بهاریمون تحمل میکنم
باز کن پنجره ها را که نسیم،
روز میلاد اقاقی ها را،جشن میگیرد
و بهارروی هر شاخه کنار هر برگ،شمع روشن کرده است
همه ی چلچله ها برگشتند
وطراوت را فریاد زدند،
کوچه یکپارچه آواز شده است
ودرخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است
حالا معجزه باران را باور کن وسخاوت در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح
نسیم
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها رو جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟؟
تو چرا این همه دلتنگ شده ایی؟؟
باز کن پنجره ها رو و بهاران را باور کن
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد.
او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت..
یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد
و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند.
همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند
و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که
چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند..
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید،
خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد،
بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.
من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم،
آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) ترجیح دادم . .
قلمت را بردار
بنویس از همه خوبی ها
زندگی ، عشق و امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیباست
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد
قلمت را بردار
روی کاغذ بنویس
زندگی با همه تلخی ها ، شیرین است
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد.
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد.
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.
یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست.
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر وجواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم.
یادم باشد از چشمه ، درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن.
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست.
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند.
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان.
یادم باشد زندگی را دوست دارم.
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت.
در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم.
یادم باشد میتوان باگوش سپردن به آواز
شبانه دورهگردی که از سازش عشق میبارد
به اسرار عشق پی برد و زنده شد..
یادم باشد سنجاقک های سبز قهر کرده و از اینجا رفته اند...
بایدسنجاقک ها راپیدا کنم .
یادم باشد معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم.
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود .
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم .
یادم باشد خدا عشق است.
یادم باشد زبان صحبت با خدا تنها زبان دل است.
یادم باشد خدا به دل آدمها نگاه می کند.
یادم باشد به خدا دروغ نگویم.
یادم باشد زندگی را جشن بگیرم هر چند خسته باشم
هر چقدر هم که سر قبرشان بروی هیچوقت زنده نخواهند شد
یادت می یاد گفتی من عشق تو رو به دل دارمدروغ می گفتی اما من راست راستکی دوست دارم
سر به سرم گذاشتی و چند روزی موندگار شدی
گفتی که همدمم می شی همرنگ روزگار شدی
چشمات به من دروغ می گفت اما بازم می خواستمت
وقتی که رفتی به سفر باز به انتظار نشستم
پیش خودم دلم میگفت که بر میگردی از سفر
بر گشتی اما چه جوری دستت تو دست یه نفر
دلم که باور نمی کرد از تو یه دستی خورده بود
اون روز نشست و گریه کرد که بازی رو نبرده بود
$$$$_________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_".____."_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, ".__,"_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *",,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**"____________**"$$***,,
____,;"*___"_.*__________________*___ "*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ "**,,,,
*.°
?
...° کاش مي شد غصه را زنجير کرد
....O ذره هاي عشق را تکثير کرد
.......°o O ° O کاش مي شد زخم را مرهم شويم
.................° يار و غمخوار و انيس هم شويم
.............. ° کاش مي شد بر خلاف سرنوشت
............. O قسمت و تقدير را از سر نوشت
.............o....o°o کاش مي شد چشم و دل را باز کرد
.................O....° نغمه ها ي دوستي را ساز کرد
............o°°O.....o . کاش مي شد عشق را آغاز کرد
...........O..........O بي خيال از هر غمي پرواز کرد
- سمبل: قوچ
- عنصر: آتش
- سیاره: مریخ
- عضو آسیب پذیر: سر
- روز اقبال: سه شنبه
- سنگ خوش یمن: الماس
- رنگ: قرمز
فروردینی ها در پی عشق آتشین و پر شورترین عشق ممكن اند. او خود به خود جنس مخالف را جذب می كند. لذتهای جسمانی برای او بسیار اهمیت دارد و گاه احساس مالكیت شدیدی نسبت به معشوق خود را دارد.
2- اردیبهشت
- سمبل: گاو نر
- عنصر: خاك
- سیاره: ناهید
- عضو آسیب پذیر: گردن
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 4 و 6
- سنگ خوش یمن: زمرد سبز
- رنگ: آبی روشن
- گل: خشخاش
- حیوان: گاو
جذاب است و عشقش تا حدی نفسانی. برای او عشق اهمیت زیادی دارد و اگر عاشق شود، عاشقی فداكار خواهد بود. معمولاً صبر میكند. ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در این تعهد شریك میكند.
3- خرداد
- سمبل: دو قلوها
- عنصر: هوا
- سیاره: عطارد
- عضو آسیب پذیر: دست و شانه
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 5 و 9
- سنگ خوش یمن: عقیق
- رنگ: زرد
- گل: زنبق
- حیوان: پروانه
چه راحت میتوان عاشق او شد. جذابیت و شیرینی كلام او به خوبی بر این مدعاست. او عاشق شادی و خوش بودن است و اگر نتوانید او را شاد كنید، جذابیت خود را از دست می دهید.
4- تیر
- سمبل: خرچنگ
- عنصر: آب
- سیاره: ماه
- عضو آسیب پذیر: سینه و شكم
- روز اقبال: دوشنبه
- اعداد شانس: 3 و 7
- سنگ خوش یمن: مروارید
- رنگ: نقره ای
- حیوان: حیوانات صدفدار
او مانند سیاره خود - ماه - در حال تغییر است. اگر به او اطمینان كامل نداشته باشی، هرگز رابطه عاشقانه با او نخواهید داشت. او از عشق ورزیدن لذت می برد و در عوض می خواهد آن را دریافت كند.
5- مرداد
- سمبل: شیر
- عنصر: آتش
- سیاره: خورشید
- عضو آسیب پذیر: قلب و پشت بدن
- روز اقبال: یكشنبه
- اعداد شانس: 8 و 9
- سنگ خوش یمن: یاقوت
- رنگ: زرد
- گل: آفتابگردان
- حیوان: گربه سانان
عاشق عاشق شدن است و معشوق خود را غرق هدایای خود می كند. تلاش می كند تا رابطه عاشقانه بی نقصی را خلق كند.
6- شهریور
- سمبل: باكره
- عنصر: خاك
- سیاره: عطارد
- عضو آسیب پذیر: سیستم عصبی
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 3 و 5
- سنگ خوش یمن: یاقوت كبود
- رنگ: سبز
- گل: بنفشه
- حیوان: سگ كوچك - گربه
می تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با دیگران منع شده ولی آنگاه كه به عشق واقعی خود دست پیدا كند، دیگر این ویژگی او را نخواهید دید. برای چنین انسان فداكار و مهربان، تحمل سختی بسیار با ارزش است. او به آسانی در عشق گول نمی خورد چون می داند در پی چیست.
7- مهر
- سمبل: ترازو
- عنصر: هوا
- سیاره: ونوس
- عضو آسیب پذیر: كمر و كلیه ها
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 6 و 9
- سنگ خوش یمن: الماس
- رنگ: آبی و بنفش
- گل: سرخ
- حیوان: خزندگان
او می تواند دوست خوب و میزبانی عالی باشد. او در سیاست دومی ندارد.
8- آبان
- سمبل: عقرب
- عنصر: آب
- سیاره: پلوتون
- روز اقبال: سه شنبه
- اعداد شانس: 2 و 4
- سنگ خوش یمن: یاقوت زرد
- رنگ: قرمز
- حیوان: حشرات
مرموز است ولی میتواند عاشق باشد. از حمایت دیگران لذت می برد. او می تواند حسود و تودار باشد. با كسی كه حس كند قابل اطمینان است، كنار می آید.
9- آذر
- سمبل: كمان دار
- عنصر: آتش
- سیاره: ژوپیتر
- عضو آسیب پذیر: كبد
- روز اقبال: پنج شنبه
- اعداد شانس: 5 و 7
- سنگ خوش یمن: فیروزه
- رنگ: ارغوانی
- گل: نرگس
- حیوان: اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پیدا كند، وفادار است. مشكل اینجاست كه خواسته اش را بیان نمی كند و صبر میكند تا خودتان حدس بزنید.
10- دی
- سمبل: بز
- عنصر سمبل: بز
- عنصر: خاك
- سیاره: زحل
- عضو آسیب پذیر: زانو - استخوان
- روز اقبال: شنبه
- اعداد شانس: 8 و 9
- سنگ خوش یمن: عقیق رنگارنگ
- رنگ: سیاه و قهوه ای
عجله ای در عشق ندارد. نه به سرعت عاشق می شود، نه به سادگی راز دل خود را می گوید. او همواره در حركت است ولی نمی داند چرا. فقط می داند باید موفق شود. اگر فكر میكنید می توانید او را از رسیدن به هدفش باز دارید و به سمت خود جذب كنید، سخت در اشتباهید.
11- بهمن
- سمبل: آب گیر
- عنصر: هوا
- سیاره: زهره
- عضو آسیب پذیر: مچ و ساق پاها
- روز اقبال: چهارشنبه
- اعداد شانس: 1 و 7
- سنگ خوش یمن: یاقوت ارغوانی
- رنگ: آبی
- حیوان: پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشید، با تمام وجود عاشق شما خواهد شد. تنها نكته ای كه باید از آن دوری جویید، این است كه بر سر راه پیشرفت او قرار نگیرید. او عاشقی صادق است. دیر عصبانی می شود. آزار دهنده نیست. برنامه های خودش را دارد. هرگز تغییر نخواهد كرد. اگر نتوانید خود را با ایده های گوناگون مذهبی، فرهنگی و اجتماعی او هماهنگ كنید، هرگز شانسی برای دستیابی به عشق پایدار او نخواهید داشت.
12- اسفند
- سمبل: دو ماهی كه خلاف جهت هم شنا می كنند.
- عنصر: آب
- سیاره: نپتون
- عضو آسیب پذیر: پاها
- روز اقبال: جمعه
- اعداد شانس: 2 و 6
- سنگ خوش یمن: یاقوت كبود
- رنگ: سبز روشن
- گل: نسرین
- حیوان: ماهی
اگر عاشق شماست، واقعاً خوشبختید. او به پای معشوق، فداكاریهای بسیار می كند. برای حفظ این رابطه از هیچ كاری رویگردان نیست. مادامی كه به او وفادار باشید، از آن شما خواهد بود.
.
![]()
او تنها ..!
ما تنها ..!
چرا تنها...!
فکر میکنیم با تنها گذاشتن همدیگه به هم خدمت میکنیم ولی اشتباست..!
تنهای بجز دلتنگی ...!
بجز یاس و ناامیدی چیزی بدست نمی یاد..!
بیا قدر یکدیگر بدانیم تا یکباره از همدیگر نمانیم ..!
بیا تا پیش از فرارسیدن اجل و فرود فرشته مرگ قدر همدیگر رو بدانیم..!
چه کسی پیمان بسته تا ببینه طلوع خورشید فردا رو..!
من ...؟ نه ..!
تو ...! نه ...!
پس چرا جدایی چرا غرور ..!
وقتی با لبخند یا حرفی میتونیم دل انسانی رو شاد کنیم ..!
چرا دریغ کنیم ان را...!
چرا پشت نقاب ها مخفی شویم..!
چرا دل ها را بشکنیم ..!
چرا قلب ها رو تنها کنیم ..!
چرا دلتنگ ها را باعث شویم ..!
بیا قدر یکدیگر بدانیم ....
|
الالالا نخواب سودی نداره. لالالالا نخواب سودی نداره. همون بهتر که بشماری ستاره.همون بهتر که چشمات وا بمونه. که ماه غصش نشه تنها بیداره. لالالالا نخواب بازم سفر رفت. نمیدونم به کارون یا خزر رفت. فقط دردم اینه مثل همیشه. بدون اطلاع و بی خبر رفت. لالالالا نخواب میدون چنگه دست هر کسی میبینی یه تفنگه. یه عمره دوره چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشمها چه رنگه.لالالالا نخواب زندونه دنیا.سره ناسازگاری داره با ما.بشین بازم دعا کنواسه اون که ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها.لالالالا نخواب اون راه دوره.خدا میدونه که حالش چجوره.توی خلوت میگم اینجا کسی نیست.خداییش که دلم خیلی صبوره.لالالالا نخواب تیرس چراغم.مثل آتشفشان میمونه داغم.بجون گلدونا کم غصه ای نیست. هزار شب شد هزار شب شد . نیومد باز سراغم.لالالالا نخواب خواب که دوا نیست.لالالالا نخواب خواب که دوا نیست. دل دیونه داشتن که خطا نیست.میگن دست از سرش بردار.نمیشه آخه عاشق شدن که دست ما نیست. لالالالا نخواب تنها میمونم. کمک کن قدر چشمات رو بدونم. چرا چشمات پر خشمه عزیزم. مگه من مثل اون نامحربونم. لالالالا نخواب ماه رو نگاه کن. من اسپند رو میارم تو دعا کن. بگو برگرده پیش ما بمونه. کتاب حافظو بردار و وا کن. لالالالا نخواب سرما تو راهه. همیشه عمر خوشبختی تو کوتاهه. میگن با یه فرشته اونو دیدن. دورغه جون دریا اشتباهه. لالالالا نخواب تلخ جدایی. کمر خم میشه زیر بیوفایی. تو بیدار باش همه تو خواب نازن . برای چی بخونم پس لالایی. لالالالا نخواب تنهایی زرده. اگه طولانی شه مثل یه درده. اگه چشم انتظار باشی که هیچی. دروغ میگی به دل که بر میگرده.لالالالا نخواب اشکت زلاله. مثل بارون پای نخل وصاله. منو تو هم شبو هم قلبو کشتیم. ولی اون چی ولی اون چی چقدر اون بیخیاله. لالالالا نخواب دنیا خسیسه. واسه کم آدمی خوب مینویسه. یکی لبهاش تو خوابم غرق خندس. یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه. لالالالا نخواب عاشقی یه سیبه. همیشه سرخو تبدارو غریبه. تا اون بالاست رسیدس . اما تنهاست. پایینم که بیوفته بی نصیبه. لالالالا نخواب اینجا سیاهی. پره اما تو تنگ قصه ماهی. اونی که ماها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی. لالالالا نخواب تا اون بخوابه . بشین اونقدر تا که خورشید بتابه. زمونی که یقین کردم بیدار شد. بخواب با یاد عکسی که تو قابه. لالالالا بخواب بیداره حالا. دیگه باید بخوابی پس حالا حالا. بخواب دیگه تو میتونی بخوابی.ببین خورشید اومد بالای بالا. لالالالا اینم بود سرنوشتم. این از امروزمو این از گذشتم. نمیخوابم تا تو برگردی یک روز. منم خوابو واسه اون روز گذاشتم. منم خوابو واسه اون روز گذاشتم |
قصه چشاي تو ، واسه ي ماتكراري نبود
ما كه رفتيم ولي مزد دستاي من اين نبود.
دل من لايق اينكه بندازيش زمين نبود
ما كه رفتيم ولي قدر تو رو دونسته بوديم
بيشترم خواسته بوديم ، ولي نتونسته بوديم
.ما كه رفتيم تو برو دنبال طالع خودت
,ببينم سال ديگه كسي مياد تولدت ؟!
ما كه رفتيم ، تو بمون با اون كه از راه اومده,
اون كه با اومدنش خنجر به قلب من زده.
ما كه رفتيم دل نديم ديگه به عشق كاغذي
.لااقل مي اومدي پيشم ، واسه ي خداحافظي
مهمان عزیزی باشی که فانوس خانه اش روشن نیست
چقدر دردناک است که احساساتت را پوچ بدارند
چقدر سخت است که ادم را از ارزوهایش دور کنند و او را به
مسیر ناخواسته ای مجبور کنند
چقدر سخت است نوشته هایت را خاک کنند و اسمت را از
خاطره ها پاک کنند![]()
یه روز دیدمش بی تفاوت از کنارم رد شد اما من دیوونش شدم
یه روز دیدمش ولی ایندفعه سوختم ایندفعه انگار یه چیزیو پیشش جا گذاشتم
یه روز دیدمش دیدم ندیدنش برام سخته
یه روز دیدمش تازه فهمیدم عشق چه بی رهمه
یه روز دیدمش خواستم چیزی بگم دیدم نمی تونم
یه روز دیدمش فهمیدم دیگه نمیبینمش
شاید یه روز ببینمش روزی که دیگه چیزی ازم باقی نمونده روزی که شاید من تا اون موقع زنده نباشم روزی که دیگه شاید اصلا نیاد...
باز امشب از فکرش دارم دیوونه میشم
باز امشب یاد خنده هاش خنده رو لبام نذاشته
باز امشب یاد چشماش اشکو تو چشمام جاری کرده
باز امشب از اینکه نمی تونم ببینمش نفس کشیدن برام سخت شده
باز امشب تصویری که ازش تو ذهنمه از مرگ نجاتم میده
باز امشب توی رویا میببینمش ولی میره و باز می شم تنها
باز امشب تا صبح بیدارمو گریه
خطوط همراه اول را تحریم کنیم .


